نویسنده ای کوچک

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «زندگی و دیگر هیچ» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : توقع و تهران تا دوشنبه و در جواب someone و استاد ریاضی احمق؛ سیستم آموزشی خر و مثلا غم شریکی در غم شون :((( و روزهایی که امیدوارم بگذرند و تو متعلق به آسمانی و اسم جدید وب و پرواز بدون بال ؟! چطور ممکنه ؟! و منو دوس داری ؟! و تولدت مبارک خود جونم و کیارا و ویولت و زندگی و با گذشت یازده روز و عذر خواهی

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت نویسنده ای کوچک دسترسی پیدا کنید

توقع

اگه یک بار دیگه بهم بگین ازت توقع نداشتم یا داشتم بخدا گریه می کنم سر به بیابون می زارم...

ادامه مطلب

تهران تا دوشنبه

ای کی...ر تو این کشورای فارسی زبون نسل سیاوش خاک بر سر. ما افغان ها هم هرچی بودیم نبودیم آدم بودیم، مث شما کی..ری ها فارسی زبون بودیم، تاجیک های و برخی از پشتون های ما از نسل آریای مادرجنده ی شما بود. چرا حالا که به روز بد افتادیم جای این که مرحم زخم مون باشید چند روزی بزارید تو کشور تان زندگی معمولی کنیم مارو عین گوسفند رد مرز می کنید. مادرجنده های آریایی. کی..ر تو نسل تون. نسل کثیف حرامزاده. فارسی زبان های پدرجنده. از ایران تا تاجیکستان تان. ...

ادامه مطلب

در جواب someone

خب یکی کامنت داده و پرسیده چرا ایران نیومدید؟باید بهت بگم که ایران اصلا محیط خوبی برای یک افغانستانی نیست. دولتی که مجبور شون می کنه سالی یک بار اقامت شون رو به قیمت بالایی تمدید کنند، مردم نژاد پرستی که اصلا فحش تو دهن شون افغانی زاولیه. من دیدم که میگم، مردم ایران اکثر شون هیچ احترامی به افغانستانی ندارند. به دخترایی که یک کم حجاب شون به اصطلاح بد است، راست راست میگن تو توی کشور خودت نمیتونی مدرسه بری اومدی این جا روسپی گری راه انداختی. مردای افغانستانی توی ایران به سختی کار پیدا می کنن و یهو می بینی اکثر شون معتاد، دزد، بی کار. خب این بده دیگه. من نمی خوام به هیچ کسی توهین کنم اما از ته دلم دعا می کنم خدا بزنه به کمر هر چی نژاد پرست و قوم پرسته. ولی من دوستای ایرانی خوبی هم دارم که همیشه برا شون بهترین ها رو می خوام. ...

ادامه مطلب

استاد ریاضی احمق؛ سیستم آموزشی خر

کارما...

ادامه مطلب

مثلا غم شریکی در غم شون :(((

من از استاد ریاضی مون متنفرم. تا حالا رنگش رو ندیدم ولی توی همین پروسه مطالعات آنلاین که صداشو می شنوم حالم به هم می خوره و می خوام عق بزنم. چیز هایی که توی ویدیو کلیپش حل می کنه یک جمع یک دو هست...

ادامه مطلب

روزهایی که امیدوارم بگذرند

دیشب مثلا یک دفعه توی فیس بوک آنلاین شده بودم. بعد دو سه هفته آنلاین شدم؛ ولی کاش نمی شدم. واقعا اتفاقاتی بدی افتاده بود. مادر مجتبی فوت کرده. مجی.. لالا مجی شوخک مه. یادش بخیر یک باری که ازش میموری ش...

ادامه مطلب

تو متعلق به آسمانی

تو متعلق به آسمانیمبینا سلطانی باران نمی بارید، ولی هوا دوست داشتنی بود. دلم می خواست بروم برون و هوایی تازه کنم، نفسی بکشم. شیشه نم ناک بود. اتاق سرد. رو به روی آینه ایستادم و گفتم: آیا این من هستم؟ ...

ادامه مطلب

اسم جدید وب

خب قبلا ها، اسم این وبلاگو گذاشته بودم نویسنده ای کوچک ولی خب حالا دیگه کوچک نیستم و فکر می کنم، اونقدری بزرگ شدم که دیگه خودم، خودمو کوچک یا کوچولو نگم برا همین اسم وبو عوض کردم. قلم پیروز به دور از دخترانه گی و سلیقه و فلان و فلان، فکر می کنم که در وضعیت کنونی، واقعا قلم است که پیروز میدان نبرد است. قلم راه را بر...

ادامه مطلب

پرواز بدون بال ؟! چطور ممکنه ؟!

چند روزی هست که دلم شوق پر باز کردن کرده . دل میخواهد به هفت اسمان پرواز کند برسد به قصر خدا و سلامی بگوید . دل میخواهد بال بگشیاید و برود به اسمان بیکران و جاودان شود . اخر بال میگشاید و میرود . اما حیف چند روزیست افسردست اخر بال ندارد . دل بیچاره من . اخر اینم شد رسم .؟دل منزوی شد . نمیدانم چگونه...

ادامه مطلب

منو دوس داری ؟!

منـــــو دوســــ داریــــــــ؟؟☻ اگهـــــــ ارهــــــــ چـــــــرا؟؟☻ 0. زیبا داستان مینویسی ... 1:بهـــــ خاطـــر اخلاقتـــــ... ☺ 2:قیافهــــ...☺ 3:تـیپـــــــ...☺ 4:حرفاتــــ...☺ 5:اعمالتـــــ...☺ 6:دیونهــــ بازیاتـــــ...☺ 7:مگعــــ دلیلــــ میخـــــواد؟☹ 8...

ادامه مطلب

تولدت مبارک خود جونم

AbouT سلام من مبینا هستم دوازده سالمه از کابل . طرفدار فیلم و انیمیشنم . کتاب خواندن رو خیلی دوست دارم . بخصوص اگه داستان باشه . من کلاس ششم الفم از مکتب پگاه نویسنده گی رو از استاد مهربونم اقای مهریار و نجیب سروش یاد گرفتمI want to say hello for every one . lam Mobina a little writer. I have made t...

ادامه مطلب

کیارا و ویولت

باز هم رمانی دیگر از نویسنده ای کوچک تقدیم به شما دوستان جون جونی خوب این رمان از دیگه رمان ها فرق میکنه این یکی بیشتر تخیلی است و زیبا تر .خوب فقط یک چهار قسمت به پایان رمان همه با همیم مونده و بعد اون یک داستان درباره دو دوست صمیمی بنام های کیارا و ویولت میسازم این دوتا دوست ادم های اند که هر دو دوازده ساله اند و هردو در شهر گرین فرویت .یک شهر تخیلی. به نام میوه سبز زندگی می کنند هر دو لاغر و قد بلندند و هر دو ادم های اند که اصلا طبق سن شان رفتار نمی کنند اما یک روز تمام شوخی های این ها به پایان میرسد او هم زمانی که وارد یک دنیای دیگه میشوند خووب با ما باشید...

ادامه مطلب

زندگی

زندگی یعنی ... زندگی واژه ایست که هر کسی معنای خاصی از آن دارد. برای هر کسی زندگی معنایی دارد. برای هر کسی زندگی یک تجربه متفاوت است. اما زندگی با همه پستی و بلندی هایش باز هم زیباست. گاهی زیباتر یا زشت تر. زندگی یعنی پرواز با بال های بلند به سوی رویاها، زندگی یعنی لحظه لحظه خاطرات. زندگی یعنی مشکلات و راه حل ها، زندگی یعنی من. زندگی یعنی گذشته، یعنی حال و آینده. زندگی یعنی سرشار بودن از احساس، عاطفه، درد، رنج، خنده، گریه و.... زندگی یعنی مصروفیت های مریم در کلاس درس و سوال های بی پایان ذکیه. زندگی یعنی قاه قاه خنده های شادمانه رقیه؛ زندگی یعنی لبخند حدیث. ...

ادامه مطلب

با گذشت یازده روز

با گذشت یازده روز از حادثه انفجار در دهمزنگ ، کابل ، افغاننستان .شعرش خیلی قشنگ بود دلم نیومد همین جور نگاهش کنم . نه نارنجک نه سنگ اورده باخود قلم جای تفنگ آورده باخود این دست از کیست که نه تن دارد و جان که گل در دهمزنگ آورده باخود ...

ادامه مطلب

عذر خواهی

دوستان منو ببخشید که عکس پست کرده نمیتانم...

ادامه مطلب