خرید بک لینک
کوله باری را که از تجربه پر شده، با خود به هر سو می کشانم و هربار، تجربه ای دیگر درونش جا می دهم.

امروز مصادف با 20 اکتبر سال 2018 بالاخره بهانه ای یافتم تا بیایم و سری به وبم بزنم.

واقعا برایم زیبا بود.

زیبا بود زنده شدن آن لحظات.

زیبا بود خواندن کامنت هایی که دوستان بلاگفایی ام برایم فرستاده بودند و من بی وفا که آنقدر درگیر زندگی روزمره خود بودم، حتی آن هارا تایید نکردم.

واقعا برایم زیبا بود به یاد آوری لحظاتی که تا یک مطلب را به نشر می رساندم، زود به وب دیگر دوستانم مثل یاسمین(که حالا شاید واقعا با بی وفایی چون من (بقول خودمون) کات کرده باشه)، خواندن نظریات زینب و امثالهن می رفتم و کامنت می دادم(آپم! زود بیا وبم).

زیبا بود برایم ادبیات غیر رسمی آن دورانم.

آن دورانی که بند گناه و شرعیات بودم.

به هرحال...

این وب را سه سال پیش، زمانی که صنف(کلاس) پنجم بودم درست کرده بودم و چه شوری هم داشتم که داخلش مطلبی را به نشر برسانم و هر مطلبم هزاران هزار کامنت بخورد ولی حیف...

زندگی شوق آن را هم گرفت.

به هر حال ما هم برگشتیم با کوله باری سنگین از تجربه و امیدوارم این چند وقتی که نبودم را بتوانم جبران کنم.

(مبینا)

برچسب: نویسنده: آدرین طباطبایی تاريخ: يکشنبه 20 آبان 1397 ساعت: 23:56

صفحه بندی