بارانی از جنس خیال

خرید بک لینک

بارانی از جنس خیال

فــرض کن ...! تنها زیر باران ...! در میان پرده های ابریشمی مه ...! در یک

جاده ی بی انتها ...! هوا به افتخار تو نــه خیلی ســرد اسـت و نه خیلی

گرم. پروانه ها در این بخاطر تو در این هنگام در آسمان پر میزنند ! قناری ها

آواز سر میدهند ! گل ها زیر پایت میرویند !همه چیز همان طور است که تو

میخواهی ! بهار در پائیز ، شاپرک در سرما ، خرگوش سپید پوش قطبی در

گرما.آری این جا بهشت است ! زمینی از جنس آســمان دارد و آسمانی از

جنس نور ! دریایش رنگی دارد که چشمانت هرگز ندیده اند ! نه آبی است

و نه سپید ، نه به رنگ شیشه و نه نقره ای ! به رنگ دل است ! بخاطر دل

دریایی تو دریا رنگ دل به خود گرفته است ! صدای نم نم باران می آید

آهسته آهسته بلند تر و بلند تر میشود . ماه به تو می نگرد ! تو در میـــان

جادهـ ای بی انتها ... باران شدت گرفته ... می خواهی چتری بدست

بگیری ؟!صدایی می اید ... :

«چتری برای چه ؟! خیال که خیس نمی شود»

نویسنده ای کوچک...

ما را در سایت نویسنده ای کوچک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 0:59

صفحه بندی